مریم

بایگانی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۵ بهمن ۰۴ ، ۱۱:۰۱
مریم جون

 اینجا یه جورایی دفتر خاطرات منه..

برای همین رمز داره، چیزی نداره که بقیه بخونن و متوجه بشن چی میگم..

​​​​​​فعلا تنها راه ارتباطیم همین وبلاگ هست..

سعی میکنم بنویسم اما از چی ؟! از چیزایی که همه میدونیم و گفتنش فقط حالت روحی آدمو بدتر میکنه؟

من حالم بد هست ب قول صابر ابر ، من حالم ازین بدتر نمیشه... حالمون ازین بدتر نمیشه..

بگذریم..

نمیدونم پیش شما چجوریه اما پیش ما هوا سرررد و بارونی شده ، دلم میخواد تو همین ساعت 2 شب برم زیر بارون اما دیگه گذشت انگار ازمون !  فکر بعدشم که باید کل لباس و عوض کنی و با دستای یخ زده به بخاری بچسبی..

قبلنا چقدر این کارو میکردم.. یادش بخیر با چتر و بی چتر همش زیر بارون میرفتم، الان حتی حال نگاه کردن به بارونم ندارم فقط صداشو میشنوم..

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۰۴ ، ۰۲:۱۳
مریم جون

    از حق نگذریم؛ 

          از چشمای قشنگی افتادی..:)))

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۰۴ ، ۰۱:۰۲
مریم جون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۸ دی ۰۴ ، ۰۱:۲۸
مریم جون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۶ دی ۰۴ ، ۰۴:۳۶
مریم جون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۵ دی ۰۴ ، ۰۷:۰۵
مریم جون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۴ آذر ۰۴ ، ۱۲:۳۴
مریم جون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۶ خرداد ۰۴ ، ۰۲:۰۳
مریم جون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۶ خرداد ۰۴ ، ۰۲:۰۰
مریم جون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۱ فروردين ۰۴ ، ۱۱:۰۷
مریم جون